کلیسای زیمبابوه؛ دولت و سیاست
بیتردید دین نقشی دگرگونکننده در جوامع آفریقایی ایفا کرده است؛ نقشی که به شکلدهی ارزشهای اخلاقی و شیوههای فرهنگی انجامیده و بهعنوان بستری برای همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی عمل کرده است.
دین نقشی حیاتی در فرهنگ زیمبابوه دارد و ارزشها و آداب اجتماعی را شکل میدهد. این نقش بر جنبههای گوناگونی از جمله سنتها، اخلاق و پویاییهای اجتماعی تأثیر میگذارد.
زیمبابوه از میراث معنوی غنیای برخوردار است؛ بهگونهای که آیینهای دینی عمیقاً با زندگی روزمره درهمتنیدهاند و از ساختارهای خانوادگی گرفته تا حکمرانی سیاسی را تحت تأثیر قرار میدهند. این تأثیر در میان گروههای قومی متنوع فراگیر است و به شکلگیری هویت فرهنگی واحدی کمک میکند. نقش دین در زیمبابوه فراتر از ایمان فردی است و بر همبستگی اجتماعی، چارچوبهای اخلاقی و انسجام جمعی اثر میگذارد.
در نتیجه، نهادهای دینی جایگاهی مرکزی در جامعه زیمبابوه دارند و درک تأثیر معنویت بر فرهنگ و بافت اجتماعی کشور امری ضروری است.
دین نقشی اساسی در جامعه زیمبابوه ایفا میکند و بهعنوان ابزاری قدرتمند برای همبستگی اجتماعی عمل مینماید. از طریق جشنها و گردهماییهای مذهبی، جوامع گرد هم میآیند تا پیوندهای خود را جشن بگیرند و تقویت کنند. این رویدادها بستری فراهم میآورند تا افراد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و باورها و ارزشهای خود را به اشتراک بگذارند و بدینسان حس وحدت و همدلی را تقویت نمایند. دین بهعنوان نیرویی راهنما در زندگی مردم عمل میکند و آرامش، هدایت و احساس هدفمندی را فراهم میسازد. همچنین مجموعهای مشترک از اخلاق و ارزشها را در اختیار جوامع میگذارد که به ترویج رفتار اخلاقی و هماهنگی اجتماعی کمک میکند. نظام حمایتی درون جوامع دینی افراد را تشویق میکند، بهویژه در زمانهای نیاز، به یاری یکدیگر بشتابند. آموزههای دینی بر شفقت، مهربانی و سخاوت تأکید دارند و اهمیت حمایت اجتماعی را تقویت میکنند. در مجموع، دین بهعنوان نیرویی همبستهساز در جامعه زیمبابوه عمل میکند که مردم را به هم نزدیک میسازد و حس باهمبودن و همدلی را گسترش میدهد.
ترکیب مذهبی زیمبابوه
بر اساس گزارش کتاب سال جهان (World Fact Book)، زیمبابوهایهای با تبار آفریقایی ۹۸٪ جمعیت کشور را تشکیل میدهند، در حالی که آسیاییها و سفیدپوستان در مجموع ۲٪ هستند. از میان ۹۸٪ آفریقاییها، ۸۲٪ شونا (Shona)، ۱۴٪ اندبله (Ndebele) و ۲٪ متعلق به سایر گروهها هستند.
طبق این گزارش، حدود ۵۰٪ از جمعیت بهطور همزمان به مسیحیت و ادیان سنتی باور دارند که از آنان با عنوان «تلفیقی» (Syncretic) یاد میشود. مسیحیان صرف ۲۵٪ و پیروان صرفِ ادیان سنتی ۲۴٪ جمعیت را تشکیل میدهند. مسلمانان و سایر ادیان در مجموع ۱٪ را به خود اختصاص میدهند.
در تضادی آشکار، وزارت امور خارجه ایالات متحده در سال ۲۰۰۷ گزارش داد که بین ۷۰٪ تا ۸۰٪ کل جمعیت زیمبابوه به «فرقههای اصلی» مانند کلیسای کاتولیک روم، آنگلیکان و متدیست تعلق دارند.
نهادهای اصلی دینی کلیساهای انجیلی
بیشتر کلیساهای دارای گرایش انجیلی در زیمبابوه عضو «انجمن انجیلی زیمبابوه (EFZ) » هستند که در سال ۱۹۶۲ تأسیس شد. EFZ بیش از ۱۲۰ فرقه مذهبی و ۲۰ سازمان وابسته به کلیسا را در بر میگیرد و نماینده بیش از دو میلیون مؤمن است.
شورای کلیساهای زیمبابوه
شورای کلیساهای زیمبابوه (ZCC) که در سال ۱۹۶۴ تأسیس شد، اتحادیهای از کلیساهای مسیحی ـ عمدتاً پروتستان ـ است و این اصل را مجسم میکند: «وحدت در امور ضروری، آزادی در امور مورد تردید، و محبت در همه چیز». این اتحادیه میانفرقهای که بر اکومنیسم، مشارکت مدنی و مداخلات بشردوستانه تمرکز دارد، یکی از موفقترین جنبشهای اکومنیک و نهادهای توسعهای زیمبابوه بهشمار میرود. با پشتوانه ۳۱ کلیسای عضو و سازمانهای وابسته، ZCC همچنان یکی از قدرتمندترین نهادهای اکومنیک کشور است.
کلیسای کاتولیک روم
جمعیت کاتولیکهای روم در زیمبابوه حدود یک میلیون نفر (نزدیک به ۸٪ جمعیت) است که در قالب هشت اسقفنشین سازماندهی شدهاند. پس از تلاشهای پراکنده تبلیغی در قرون گذشته، فرقههای کاتولیکی از سال ۱۸۷۹ بهطور مستمر در زیمبابوه حضور داشتهاند.
کلیساهای رسولی (Apostolic)
«اتحادیه توسعه کلیساهای رسولی در زیمبابوه آفریقا» (UDACIZA) یکی از نهادهای اصلی در میان گروههای منشعب مختلف است که نمایندگی کلیساهای رسولی و صهیونی را بر عهده دارد. این سازمان غیرانتفاعی مبتنی بر ایمان، با هدف توانمندسازی کلیساهای رسولی و صهیونی و اعضای آنها برای مشارکت معنادار در فرآیندهای دینی، اجتماعی-اقتصادی و توسعه ملی فعالیت میکند.
روابط میان کلیسا و دولت
قانون اساسی زیمبابوه بر پایه باورها و ارزشهای دینی شکل گرفته است؛ بهگونهای که اصول یهودی–مسیحی بیش از هر دین دیگری بر آن تأثیر گذاشتهاند.
ارزشها و اصول بنیادین قانون اساسی، از جمله حقوق و آزادیهای اساسی بشر و حکمرانی مطلوب، همگی قابل پیوند با آموزههای کتاب مقدس هستند.
کلیساها از نهادهای مورد اعتماد در زیمبابوه بهشمار میروند. بیش از ۸۴ درصد جمعیت کشور مسیحی هستند و مردم به کلیساها بیش از نهادهای دولتی اعتماد دارند. یک نظرسنجی انجامشده در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ۷۲ درصد از مردم زیمبابوه به کلیساها اعتماد دارند. کلیساها از اعتبار اجتماعی بالایی برخوردارند و نگرش عمومی نسبت به آنها مثبت است.
روابط میان دولت زیمبابوه و کلیسا پیچیده است و دورههایی از همکاری محتاطانه، فشار دولتی (مانند همسو کردن رهبران دینی یا محدود کردن خدمات) و نقدهای پیامبرگونه نهادهای مذهبی مانند کنفرانس اسقفهای کاتولیک زیمبابوه – ZCBC را دربرمیگیرد؛ نقدهایی که مسائلی چون فساد، حقوق بشر و سلامت انتخابات را به چالش میکشند. در این میان، برخی جناحهای کلیسایی به حزب حاکم ZANU-PF نزدیکترند، در حالی که برخی دیگر خواهان تغییرات تحولآفرین برای خیر عمومی هستند. این وضعیت، نوعی پویایی میان حمایت، تنش و مطالبه پاسخگویی ایجاد کرده است.
در مجموع، این رابطه میان بهرهگیری دولت از نفوذ دینی و ایفای نقش کلیسا بهعنوان قطبنمای اخلاقی جامعه در نوسان است؛ امری که گاه به تعارض میانجامد، بهویژه زمانی که مطالبات عدالتمحور مبتنی بر ایمان، اقتدار دولت را به چالش میکشد.
همکاری میان کلیسا و دولت در زیمبابوه از اهمیت فراوانی برخوردار است و میتواند محیطی منسجم و حمایتی ایجاد کند که از جنبههای مختلف به نفع جامعه باشد.
نخست آنکه زیمبابوه، مانند بسیاری از کشورها، جامعهای متنوع با باورها و ارزشهای گوناگون دارد. کلیسا بهعنوان یک نهاد اجتماعی مهم، اغلب نقش قطبنمای اخلاقی را ایفا میکند و به جوامع محلی هدایت و پشتیبانی میبخشد.
زمانی که کلیسا و دولت بهصورت هماهنگ عمل میکنند، میتوانند تلاشهای خود را برای حل مؤثر مسائل اجتماعی یکپارچه سازند. این همکاری میتواند صدایی واحد در ترویج ارزشهایی چون صلح، عدالت و رفاه اجتماعی ایجاد کند و تلاشهای هر دو نهاد را در جهت منافع ملی همسو نماید.
این همکاری از آن رو حیاتی است که دو نهاد تأثیرگذار را گرد هم میآورد و قدرت جمعی آنها را برای مواجهه جامع با چالشهای پیچیدهای که زیمبابوه با آن روبهروست، به کار میگیرد. هماهنگی میان این دو، نوعی همافزایی ایجاد میکند که اثرگذاری آنها را افزایش میدهد.
کلیسا بهعنوان مرجع اخلاقی و نهادی جامعهمحور، توانایی منحصربهفردی در بسیج و مشارکت دادن افراد در سطوح مردمی دارد. این نهاد اغلب چراغ امید و ارائهدهنده خدمات اساسی به جوامع است و با تکیه بر شبکهها، منابع و نفوذ اخلاقی خود به مسائل اجتماعی فوری میپردازد. همسویی تلاشهای کلیسا با دولت، دامنه و اثربخشی ابتکاراتی را که در پی ترویج صلح، عدالت اجتماعی و رفاه عمومی هستند، تقویت میکند.
این همکاری صرفاً به ادغام منابع محدود نمیشود، بلکه به همراستاسازی ارزشها و رویکردها نیز میانجامد. کلیسا با تأکید بر شفقت، همدلی و اصول اخلاقی میتواند این ارزشها را در سیاستها و برنامههای دولتی تزریق کند؛ در مقابل، دولت میتواند زیرساختها، پشتیبانی نهادی و دامنه گسترده لازم برای گسترش ابتکارات رفاهی را فراهم سازد.
افزون بر این، این شراکت فرصتی برای ایجاد جبههای متحد در دفاع از تغییرات مهم اجتماعی فراهم میآورد. با همصدایی کلیسا و دولت، موضوعاتی فراتر از مرزبندیهای حزبی یا مذهبی—مانند کاهش فقر، دسترسی به خدمات بهداشتی و آموزش—میتوانند توجه و اقدام لازم را دریافت کنند.
تلاشهای مشترک کلیسا و دولت همچنین میتواند الگویی از وحدت و همکاری برای کل جامعه باشد. نشان دادن آمادگی برای کنار گذاشتن اختلافات و حرکت بهسوی اهداف مشترک، زمینه تعامل سازنده را فراهم میکند و دیگر سازمانها و افراد را به همکاری برای خیر عمومی ترغیب میسازد.
در نهایت، رابطه هماهنگ میان کلیسا و دولت چیزی فراتر از یک مشارکت ساده است؛ این رابطه ضریب اثرگذاری تغییرات مثبت را افزایش میدهد و با بهرهگیری از توانمندیهای منحصربهفرد هر نهاد، تأثیری جمعی و فراگیر ایجاد میکند تا زیمبابوهای عادلانهتر، منصفانهتر و شکوفاتر برای همه شهروندان شکل گیرد.
با توجه به چالشهای چندلایه زیمبابوه—از مشکلات اقتصادی گرفته تا نابرابریهای اجتماعی و شکافهای بهداشتی—همکاری کلیسا با دولت میتواند منابع، شبکهها و ساختارهای حمایتی مبتنی بر جامعه را در اختیار برنامههای دولتی قرار دهد. برای نمونه، در حوزههایی چون فقرزدایی، سلامت، آموزش و رفاه اجتماعی، حضور گسترده مردمی و فعالیتهای بشردوستانه کلیسا میتواند مکمل برنامههای دولتی باشد و به جوامعی دست یابد که در غیر این صورت کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
همکاری کلیسا و دولت همچنین فرآیند دموکراتیک را تقویت میکند، زیرا تضمین میکند صداهای متنوعتری در سیاستگذاری شنیده شوند. کلیسا اغلب نماینده بخشهای مختلف جامعه است و از نیازها و حقوق اقشار بهحاشیهراندهشده یا آسیبپذیر دفاع میکند. مشارکت فعال دولت با کلیسا، کانالهایی برای گفتوگوی فراگیر و سیاستگذاری مشارکتی میگشاید.
با این حال، ضروری است که این همکاری به اصل تفکیک دین و دولت احترام بگذارد تا باورهای دینی بهطور ناموجه بر تصمیمات حکومتی تحمیل نشوند. همکاری باید بر ارزشها و اهداف مشترک متمرکز باشد و از توانمندیهای هر نهاد برای بهبود وضعیت کشور بهره گیرد.
اصل تفکیک دین و دولت یکی از ارکان حکمرانی دموکراتیک است که استقلال نهادهای دینی و دولتی را تضمین میکند. احترام به این اصل، تصمیمات حکومتی را فراگیر و سکولار نگه میدارد و از هرگونه جانبداری یا تحمیل مذهبی جلوگیری میکند. این اصل از حقوق و آزادیهای افراد، فارغ از وابستگیهای دینی، حفاظت میکند و تضمین مینماید که سیاستها بر اساس نیازهای جامعهای متنوع شکل گیرند، نه آموزههای خاص مذهبی.
بنابراین، همکاری کلیسا و دولت باید در چارچوب ارزشهای مشترک و اهداف عمومی جامعه انجام شود؛ حوزههایی مانند عدالت اجتماعی، صلح و رفاه که فراتر از مرزهای دینی اهمیت دارند. این همکاری باید شفاف و پاسخگو باشد تا استقلال هر دو نهاد حفظ شود و از نفوذ ناموجه بر سیاستهای دولتی جلوگیری گردد.
در مجموع، رابطهای هماهنگ میان کلیسا و دولت در زیمبابوه میتواند محرکی برای تغییرات مثبت باشد؛ رابطهای که همبستگی اجتماعی را تقویت میکند، تلاشها برای حل چالشهای اجتماعی را افزایش میدهد و با اتکا به توان و منابع هر دو نهاد، به رفاه و پیشرفت کلی کشور یاری میرساند.
نهادهای تاریخی مانند شورای کلیساهای زیمبابوه (ZCC)، کنفرانس اسقفهای کاتولیک زیمبابوه و انجمن انجیلی زیمبابوه کوشیدهاند از راههای غیرتقابلی—مانند دیدار با مقامات دولتی و صدور نامههای شبانی—با دولت تعامل داشته باشند.
لازم به تأکید است که صدای کلیساها در جامعه زیمبابوه اهمیت فراوانی دارد، زیرا اکثریت مردم مسیحی هستند. رهبران مسیحی ارتباطی نزدیک و شخصی با اعضای کلیساهای خود دارند و میتوانند بر انتخابهای سیاسی آنان تأثیر بگذارند. از همین رو، زمانی که رهبران کلیسا بهطور علنی از دولت انتقاد میکنند، سیاستمداران دچار نگرانی میشوند.
در گذشته، برخی نهادهای کلیسایی به دلیل صدور نامههای شبانی که پیام آنها بهندرت به مردم عادی—که اغلب قربانیان درگیریها بودند—میرسید، مورد انتقاد قرار میگرفتند. اما در عصر فناوری اطلاعات، استفاده از شبکههای اجتماعی مانند توییتر، فیسبوک و واتساپ موجب شده است این نامهها گستره وسیعتری از مخاطبان را پوشش دهند و به منبعی برای آگاهی سیاسی و ابزار بسیج اجتماعی تبدیل شوند. برای نمونه، ZCBC، ZCC و EFZ دارای حسابهای فعال در توییتر و صفحات فیسبوک هستند که از طریق آنها نامههای شبانی خود را منتشر میکنند و مردم بهراحتی میتوانند این مطالب را دانلود کرده و در گروههای واتساپ به اشتراک بگذارند.
کلیسا، سیاست و حکمرانی
دوره پیش از استقلال
مشارکت کلیسا در سیاست زیمبابوه به دوران پیش از مبارزات آزادیبخش بازمیگردد. از نخستین نمودهای این مشارکت، نقش مهم کشیشان یسوعی در شکلگیری شخصیت و تربیت رهبران انقلابی برجستهای چون رابرت گابریل موگابه (رهبر فقید) بود. وظیفه کشیشان یسوعی شناسایی استعدادهای رهبری در قاره آفریقا و زیمبابوه و تأمین هزینههای تحصیل آنان بود.
رابرت موگابه بارها وفاداری خود را به نظام کاتولیکی به دلیل نقش آن در آزادی زیمبابوه و زندگی شخصیاش تأیید کرده بود.
در جریان مبارزات آزادیبخش، کلیساهایی چون کلیسای متدیست زیمبابوه، کلیسای کاتولیک روم، کلیسای اصلاحشده زیمبابوه، کلیسای مسیحی زیمبابوه (ZCC) و نیز جنبشهای یوهانی مارانگه و ماسوه، نقشهای متفاوتی در رودزیای آن زمان ایفا کردند که در نهایت به استقلال زیمبابوه انجامید. برخی کلیساها پیام حقوق بشر و ضرورت رهایی زیمبابوه از نابرابریهای استعمار را تبلیغ میکردند، در حالی که برخی دیگر با حمایت از رژیم غیرلیبرال «زیمبابوه–رودزیا» به رهبری اسقف ابل موزورِوا، به تداوم تبعیضها دامن میزدند.
فشار کلیسا به اعلامیه یکجانبه استقلال (UDI) در سال ۱۹۶۵ انجامید؛ زمانی که ایان داگلاس اسمیت، رهبر وقت رودزیا، تصمیم گرفت این سرزمین را از حاکمیت بریتانیا جدا کند. حتی پیش از UDI نیز کلیسا با افزایش فشار بر جامعه مدنی، زمینه شکلگیری جنبشهای آزادیبخش مختلفی چون ZAPU در سال ۱۹۶۱ و ZANU در سال ۱۹۶۳ را فراهم کرد. در دوران حاکمیت رودزیا، کلیساهای آفریقایی اجازه تجمع آزادانه نداشتند و همین امر آنان را بهطور فزایندهای سیاسی و حامی آزادی زیمبابوه ساخت. مبارزه آنان نهتنها برای آزادی عبادت، بلکه برای بازگرداندن حقوق پایمالشده اکثریت بومیان زیمبابوه بود.
کلیسا نقش مهمی در آموزش رهبران ملی ایفا کرد و موگابه از جمله بهرهمندان آموزشهای میسیونری کاتولیکی بود. از دیگر نقشهای برجسته کلیسا میتوان به کمک در عبور نیروهای مبارز از رودزیا به کشورهای همسایه مانند موزامبیک و زامبیا اشاره کرد. همچنین در مواردی، از مسیرهای میسیونری موجود برای انتقال سلاح به مخالفان نقض حقوق بشر استفاده شد. بیمارستانهای وابسته به کلیسا به درمان مبارزان زخمی کمک کردند؛ از جمله با تلاشهای دکتر سیمون مازورودزه (فقید) که بعدها نخستین وزیر بهداشت زیمبابوه مستقل شد.
کلیساها در سازماندهی «پونگوهها» (نشستهای شبانه) نیز نقش داشتند که به جذب جوانان برای مبارزه آزادیبخش کمک میکرد. امنیت این فعالیتها با آموزش جوانان در جوامع محلی و مدارس حفظ میشد. بیشترین شمار مبارزان آزادیبخش از مدارس میسیونری برخاستند و کشیشان و اسقفها، که در جوامع محلی از احترام بالایی برخوردار بودند، نقش تسهیلگر اصلی را ایفا کردند.
با افزایش فشارها، رودزیاییها کوشیدند یک رهبر کلیسایی را به قدرت برسانند و بدینترتیب «زیمبابوه–رودزیا» در سال ۱۹۷۹ شکل گرفت. اسقف ابل موزورِوا از کلیسای متدیست متحد، نخستوزیر این ساختار شد. اما کلیسا دریافت که نابرابریها برطرف نشده است و این توافق را رد کرد؛ امری که به کنوانسیون مورد اجماع «لنکستر هاوس» انجامید. در پی آن، انتخابات آزاد و عادلانه سال ۱۹۸۰ برگزار شد و رابرت گابریل موگابه بهعنوان نخستین نخستوزیر سیاهپوست زیمبابوه مستقل انتخاب گردید.
دوره پس از استقلال
پس از پایان مبارزات آزادیبخش، رهبران زیمبابوه بهطور جدی وفاداری خود را به کلیسا اعلام نکردند. با این حال، نخستین رئیسجمهور سیاهپوست کشور، کشیش کانان بنانا، از چهرههای کلیسایی بود و نقش مهمی در اتحاد دو جنبش ZANU و ZAPU و تشکیل ZANU-PF در سال ۱۹۸۷ ایفا کرد. پیامدهای انتخابات ۱۹۸۰ به درگیری داخلی و شکاف در «جبهه میهنی» منجر شد. کلیسا با میانجیگری کشیش کانان بنانا وارد عمل شد و این تلاشها به «توافق وحدت» سال ۱۹۸۷ انجامید.
پس از رویدادهای گوکوراهوندی، کمیسیون کاتولیکی عدالت و صلح به بررسی عمق جنایات در استانهای میدلندز و ماتابللند پرداخت. با وجود این، بسیاری از یافتهها از سوی رئیسجمهور وقت، موگابه، رد شد و این امر به فاصلهگیری موقت میان دولت و کمیسیون انجامید.
با شکلگیری حزب مخالف - جنبش برای تغییر دموکراتیک (MDC) - در سال ۱۹۹۹، وفاداری بخشی از کلیساها آشکارتر شد. حزب حاکم ZANU-PF برای حفظ قدرت، به بازسازی ائتلافهای سنتی خود روی آورد. موگابه تلاشهای گستردهای برای دیدار با رهبران کلیسایی، از جمله فرقه محبوب مارانگه، انجام داد؛ فرقهای که وفاداری خود را به ZANU-PF اعلام کرد. جنبشهای یوهانی ماسوه و برخی کلیساهای آفریقایی دیگر نیز مواضع مشابهی اتخاذ کردند.
از جلوههای تأثیر کلیسا در سیاست زیمبابوه میتوان به گزارش «ائتلاف کاتولیکها برای عدالت و صلح CCJP ۱۹۹۷ اشاره کرد که از اخراج ۱۸ مبلغ کاتولیک و یک اسقف، کشته شدن ۲۳ مبلغ خارجی و یک کشیش محلی، و تعطیلی ۶۵ ایستگاه میسیونری، مدرسه و بیمارستان تا مارس ۱۹۷۹ خبر میدهد. کمیسیون عدالت و صلح کلیسا توسط دولت اسمیت مورد آزار قرار گرفت؛ کارکنانش بازداشت و اخراج شدند و نشریات آن، از جمله مجله Motto، ممنوع و حتی در جریان انتخابات ۱۹۸۰ تخریب شد. این کمیسیون در سال ۱۹۷۲ و بر پایه آموزههای کاتولیکی درباره عدالت و صلح تأسیس شده بود و برای افزایش آگاهی مردم از حقوق اجتماعی–اقتصادی، مدنی، سیاسی و حقوقی تلاش میکرد. همچنین در تسهیل مذاکراتی که به کنفرانس کشورهای مشترکالمنافع در لوساکا (مه ۱۹۷۹) و سپس کنفرانس و توافقنامه لنکستر هاوس انجامید، نقشی اساسی داشت. آتشبس و انتخابات دموکراتیک نهایتاً به استقلال زیمبابوه در ۱۸ آوریل ۱۹۸۰ منجر شد.
امروزه، ZANU-PF همچنان در قدرت است و این امر تا حدی به نفوذ کلیسا نسبت داده میشود؛ زیرا زیمبابوه جامعهای بهشدت مسیحی است و بسیاری از جوامع آن با ارزشهای فرهنگی و مسیحی از اقتصاد و اجتماع تا چشم انداز سیاسی—هدایت میشوند.
در آستانه انتخابات ۲۰۱۸، بسیاری از کلیساها برای حل مسالمتآمیز منازعات تلاش کردند. پس از ناآرامیهای ژانویه ۲۰۱۹، کلیساها فضایی برای بیان تجربه قربانیان فراهم آوردند و روایت علنی را نخستین گام در مسیر احیای عدالت دانستند. در مناطق مختلف، کلیساهای کاتولیک و پروتستان کمیتههای محلی صلح (مانند «سفیران صلح» در موتاره و «کمیتههای صلح محلی» در بولاوایو) را تأسیس و آموزش دادند که افراد با پیشینهها، احزاب و ادیان مختلف را گرد هم میآورد. در درگیریهای اخیر بولاوایو، کلیساها نقش نماینده جامعه مدنی را ایفا کردند و بهعنوان طرف گفتوگو با دولت شناخته شدند. این تلاشها به ابتکارات توسعهای انجامیده که در آن مردم خود برای مذاکره با مقامات و بهبود شرایطشان اقدام میکنند.
پژوهشها نشان میدهد نقش کلیسا در سیاست زیمبابوه هم اجتنابناپذیر و هم حیاتی است؛ زیرا کلیسا بخشی جداییناپذیر از جامعه شده و سیاست و کلیسا در مسیر آزادی کشور همراه بودهاند. با این حال، این برداشت نیز وجود دارد که کلیسا به حزب حاکم نزدیک شده است؛ بهویژه بهسبب سکوت طولانی برخی نهادهایی که پیشتر در دفاع از حقوق بشر فعال بودند. در عین حال، کلیسا مواضع شجاعانهای برای مواجهه با دولت در قبال مسائل اجتماعی–اقتصادی مردم عادی اتخاذ کرده است.
کلیسا سهم بزرگی در مبارزات آزادیبخش داشت و کشیشان و اسقفها جان خود را فدا کردند. این فداکاریها همچنان مورد تقدیر است و بهویژه در بزرگداشت «روز قهرمانان ملی» با حضور گسترده کلیساها نمود مییابد. کلیساها همچنان مستقیماً در سیاست مشارکت دارند و بسیاری از رویدادهای دولتی—از جمله مراسمهای ملی—با دعا و سخنرانی روحانیون کاتولیک همراه است. این امر نشان میدهد کلیسا هنوز نقشی پررنگ در سیاست دارد و بهدلیل شمار بالای پیروانش، هدف توجه سیاستمداران است.
رهبران کلیسایی، از جمله ZCC، یوهانی ماسوه، فرقه مارانگه، «فوروارد این فِیث» و کلیسای کاتولیک روم، همچنان در صحنه عمومی با لباسهای آیینی خود دیده میشوند. اسقفهای کاتولیک با رئیسجمهور امنانگگوا و معاونانش در کاخ ریاستجمهوری دیدار کردهاند و رهبران بینفرقهای نیز درباره وضعیت سیاسی کشور گفتوگو داشتهاند. اینها همگی بر حضور پررنگ کلیسا در سیاست زیمبابوه دلالت دارد.
در روایت کلی، میتوان گفت کلیسا و سیاست در زیمبابوه پیوندی نزدیک دارند. هرچند این امر خشم برخی مخالفان را برانگیخته که معتقدند استقلال باید به معنای استقلال همه بخشها باشد، اما واقعیت جاری آن است که این رابطه همچنان برقرار است و حزب حاکم ZANU-PF روابطی گرم با کلیسا حفظ کرده و آن را به بازیگری دائمی در مراسم و بزرگداشتهای استقلال در سراسر کشور بدل ساخته است.
تأثیر دین بر فرهنگ زیمبابوه
دین نقشی محوری در شکلدهی به هنجارها، ارزشها و سنتهای اجتماعی زیمبابوه ایفا میکند. دین بهعنوان قطبنمای اخلاقی جامعه عمل کرده، همبستگی اجتماعی را تقویت میکند و بر جنبههای گوناگون زندگی روزمره، از جمله آیینها، مراسم و تعاملات اجتماعی تأثیر میگذارد.
چشمانداز معنوی زیمبابوه بیانگر تنوعی غنی از باورهاست که شامل مسیحیت، ادیان سنتی آفریقایی و اسلام میشود. این ایدئولوژیهای معنوی متنوع بهصورت مسالمتآمیز در کنار یکدیگر همزیستی دارند و به غنای فرهنگی و مدارای دینی کشور میافزایند.
معنویت بهعنوان ستونی از قدرت و آرامش برای جوامع زیمبابوه عمل میکند و راهنمایی، حمایت و احساس تعلق را برای مردم فراهم میآورد. این امر موجب تقویت وحدت، تابآوری و امید پایدار شده و به ایجاد پیوندهای اجتماعی منسجم و رفاه جمعی کمک میکند.
معنویت و دین جایگاهی بسیار مهم در فرهنگ زیمبابوه دارند و بافت اصلی جامعه را شکل میدهند. باورها و مناسک ریشهدار دینی افراد را به یکدیگر نزدیک میسازد و حس تعلق و جهتگیری اخلاقی را تقویت میکند. از طریق آیینها، مراسم و گردهماییهای جمعی، دین موجب وحدت، نهادینهسازی ارزشها و هدایت انتخابهای اخلاقی مردم زیمبابوه میشود.
دین همچنان بخش جداییناپذیر هویت مردم زیمبابوه است و برای آنان آرامش، امید و انسجام اجتماعی به ارمغان میآورد. در حالی که زیمبابوه با پیچیدگیهای دنیای مدرن روبهروست، نقش دین نیز پیوسته در حال تحول است و خود را با نیازهای متغیر جامعهای پویا سازگار میکند، بیآنکه جوهره اصلی خود را از دست بدهد.
گروههای دینی نقش مهمی در گشودن فضا برای مشارکت جامعه مدنی در تعامل با دولتها ایفا میکنند، هرچند این نقش اغلب نادیده گرفته میشود یا بهدرستی درک نمیگردد.
اسلام در زیمبابوه
مسلمانان در زیمبابوه اقلیتی کوچک اما تثبیتشده هستند که عمدتاً از مهاجران جنوب آسیا (هندی و پاکستانی) و نسلهای بعدی آنان تشکیل میشوند. افزون بر این، شمار قابلتوجهی از مهاجران مالاویایی (از اقوام یائو و چِوا) که برای کار به زیمبابوه آمدهاند، و همچنین جمعی رو به افزایش از نوگروندگان بومی، بخشی از جامعه مسلمانان را تشکیل میدهند. در شهرهای بزرگ مساجد فعال وجود دارد و خیریههای اسلامی نقش پررنگی در فعالیتهای اجتماعی ایفا میکنند.
حضور اسلام در زیمبابوه به قرن شانزدهم و فعالیت بازرگانان عرب بازمیگردد، اما رشد معاصر آن عمدتاً نتیجه مهاجرتهای کاری دوران استعمار و فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی اخیر است. برآوردها نشان میدهد مسلمانان حدود ۱ تا ۳ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند.
حضور و عمل دینی
مسلمانان عمدتاً در مناطق شهری مانند هراره (که دارای مساجد متعدد است) و بولاوایو، و نیز در مراکز کشاورزی و معدنی ساکناند.
نهادها و فعالیتها
نهادهایی چون مساجد، مدارس اسلامی و سازمانهای خیریه مانند IWIN و Citizens Initiative ZW از جامعه مسلمانان حمایت میکنند و خدمات امدادی ارائه میدهند. گروههای مسلمان بهطور فعال به خانوادههای آسیبپذیر، یتیمان و جوامع نیازمند، بدون توجه به دین و مذهب، در حوزههایی مانند تأمین غذا، آب و آموزش کمک میرسانند.
در مجموع، اسلام در زیمبابوه دینی متنوع است که میراث جنوب آسیایی، سنتهای مالاویایی و گرایشهای بومی را در هم میآمیزد و بر پایه زندگی دینی سازمانیافته و تلاشهای خیریه استوار است.
برخی آمارها نشان میدهد که پیش از آغاز استعمار بریتانیا در سال ۱۸۸۸، حدود ۱٫۲ میلیون مسلمان در زیمبابوه زندگی میکردند؛ اما از آن زمان به بعد شمار آنان کاهش یافته و اکنون حدود ۲۰۰ هزار نفر از جمعیتی نزدیک به ده میلیون نفر را تشکیل میدهند.
اکثریت مسلمانان در مناطق روستایی زندگی میکنند و به کشاورزی اشتغال دارند یا در مناطق معدنی فعالیت میکنند. در مقابل، آن دسته از مسلمانانی که در حوزه تجارت فعالاند، عمدتاً در شهرها و مراکز شهری سکونت دارند.
مسلمانان زیمبابوه سازمانهای اسلامی متنوعی تشکیل دادهاند و علاقهمند به گسترش شیوه زندگی و فرهنگ اسلامی در نقاط مختلف کشور هستند. از اینرو، پس از دریافت مجوز دولتی، اقدام به تأسیس مدارس اسلامی کردهاند؛ بهگونهای که هر گروه متشکل از ۵۰ خانواده اجازه دارد مدرسه اسلامی خود را راهاندازی کند. همچنین آنان حق ساخت مسجد در این مناطق را دارا هستند.
ص / امینی
REFERENCE
https://verbumetecclesia.org.za/index.php/ve/article/view/3416/9100
https://www.gkke.org/wp-content/uploads/2020/04/Nine-Observations-from-Zimbabwe.pdf
https://felm.org/the-church-is-a-trusted-peacebuilder-in-zimbabwe/
https://www.heraldonline.co.zw/pertinence-of-church-synergy-with-govt/
https://www.mdpi.com/2077-1444/13/2/107
https://ideas.repec.org/a/mth/ijch88/v10y2023i1p139.html
https://relzim.org/major-religions-zimbabwe/evangelicals/
نظر شما